تبليغاتX
زندگی خالی نیست...


زندگی خالی نیست...

مهربانی هست... سیب هست... ایمان هست...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ
سوره زمر آيه ١٨

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 19:44 توسط ذره| |

 

خیالات و تفک خیلی به بشر خدمت کرده

و باعث کشف و اختراع خیلی چیزها شده...

به یه داستان مثنوی اشاره می کنم که کسی بت اش رو گذاشته بود جلوش و باهاش مناجات می کرد و بعد خدا دعاش رو اجابت کرد. به این خاطر بحثی بین جبرئیل و خدا پیش آمد. خداوند گفت او بت را صدا نمیزنه. او داره منو صدا می کنه. فقط مسئله اینه که اسم منو اشتباهی داره صدا می زنه. در اسم اشتباه کرده اما در حقیقت داره منو صدا می کنه. به جای اینکه بگه یا الله می گه یا بت. اشبتاهش همینه. اما چون داره در حقیقت منو صدا می کنه به این خاطر دعاشو مستجاب می کنم.

تخیل و افکار هم به همین شکله

اگر

افکار در مسیر خدمت به بشریت و مردم باشه

فکر الهی تلقی می شه

و مثل مناجات اون شخص با بتش

خدا بهش لبیک می گه...

 

نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 19:31 توسط ذره| |

 

این عشق است که مارو وادار به بندگی می کنه...

عشق مادر است در وجود بچه

و عشق پدر است در وجود بچه

که بچه را وادار می کند به اطاعت امر پدر و مادر... چیز دیگر نیست...

مست و پریشان توام

موقوف فرمان توام

اسحاق قربان توام

این عید قربان است این

...

نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 6:23 توسط ذره| |

 

باید ببینیم بد بینی چیه؟ و چرا بوجود می آد؟

از لحاظ روان کاوی اگر بدبینی به یه شدتی برسه بیماری پارانویا رو بوجود میاره. بعضی از مزاج ها و طبیعت ها هم متمایل به بدبینی است. می گن طرف طبیعت پارانوئید داره.

از خصوصیات این افرادی که روحیه ی پارانوئید دارند این هست که در هر چیزی و در هر شخصی نکات ضعف و عیوب اون شخص رو می بینن. شاید درست هم می بینند ولی حسن های طرف رو نمی بینند. مثلا اگر فردی دو صفت بارز داشته باشه مثلا در خرج کردن خسیس باشه ولی حلال و حرام رو خوب رعایت کنه - می گن فلانی خسیسه و اینو نمی بینن که در رعایت حلال و حرام خیلی دقت می کنه. به این صفت اون فرد هم به عنوان وسواس نگاه می کنند که خود عیب دیگری است!!! یعنی از نظر اونها این فرد دو تا عیب داره یکی اینکه خسیسه و دیگر اینکه وسواسه!!!

این افراد همه ی محاسن رو هم به صورت عیب می بینند!

اگر شما یکی از این افراد هستید توصیه ای که به شما می شه کرد اینه که: در درجه اول وقتی عیب و ایرادی رو در کسی می بینید به این فکر کنید که آیا همون ایراد و همون عیب در خودتون هست یا نه؟

اگر هست باید بدونید که این فرا فکنی نفس خودتونه.

و اگر نیست اون وقت حق دارید بررسی کنید که چرا.

 

در روابط زن و شوهر ها معمولا شاهد چنین بدبینی هایی هستیم. کافیه یکی از طرفین مستعد این نوع پارانوئید باشه... این روحیه به طور ناخودآگاه می گرده و مورد برا اثبات این مطلب پیدا می کنه... مثلا گاهی یکی از طرفین که از عدم اعتماد به نفس و خود کم بینی رنج می بره و در عوض طرف مقابلش رو پر از استعداد و توان و قابلیت های مختلف می بینه... اینجاست که اون حسادته جرقه ی پنهانی اش رو می زنه و بیماری پارانوئید خفته در بطن شخص میکروب خودش رو پیدا می کنه و فعال می شه!

می گه پس یقینا طرف مقابل ام از من بهتری رو می تونه جذب کنه! و بدبینی شروع می شه..

(یه داستانی هست راجع به یه خانمی که به شوهرش مشکوک بوده و هر روز مویی با رنگ های مختلف روی کت شوهرش پیدا می کنه... یه روز سیاه... یه روز بلوند... یه روز سفید... و یه روز که هیچ مویی پیدا نمی کنه با خودش فکر می کنه حتما طرف کچل بوده!!! این مثال قشنگیه و عمق این مطلب رو بیان می کنه که فرد بدبین همیشه به دنبال پیدا کردن مدرکی برای اثبات نظریه های بد بینانه ی خودشه...)

برای شکسته شدن این بدبینی های بیمار گونه باید در درجه اول مهربانی و محبت بین زن و مرد حاکم باشه و این رو هم بیشتر زن می تونه تنظیم بکنه تا مرد.

به امید دوام و گسترش مهر و محبت در بین تمامی خانواده ها و انسان ها

 

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 23:17 توسط ذره| |

 

کنجکاوی خوبه و به نفع بشره و علت اصلی پیشرفت بشر همین کنجکاوی بوده اما دقت کنیم که این کنجکاوی با تجسس فرق داره... خیلی هم فرق داره...

نباید بگذاریم کنجکاوی به تجسس کشیده بشه که خیلی خطرناکه و منشا کارهای بد می شه (بیشتر فسادها و غیبت ها از تجسسه... ).

کنجکاوی رو سیراب کنید در مسیر ایمان و اعتقاد و خدمت به خلق!

قلب و زبان آدم اگه با هم باشن می شن بهترین عضوهای بدن آدم و اگه از هم جدا باشن می شن بدترین عضوهای بدن آدم!

کنجکاوی هم همینه: اگه با ایمان و اعتقاد باشه بهترین چیزه و اگه خلاف اون باشه و در مسیر تجسس و فضولی به کار گرفته بشه می شه بدترین چیز...

بنابراین نمی شود گفت کنجکاوی را سرکوب کنید و از بین ببرید... بلکه کنجکاوری رو سیراب کنید در مسیر اعتقاد و ایمان و خدمت به خلق.

 

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 22:56 توسط ذره| |

اگه می خوای خوشبخت بشی

خوشبختی رو سرلوحه زندگی خود قرار بده....

ابتدا باید دریچه های بدخواهی و بد بینی و بدگرایی رو ببندی...

و گرنه هرچیزی رو که نسبت به دیگران می خوای سر خودت می خواد... هر بدی ای که تو ذهنت تصور می کنی با تصور کردنش اونو متولد می کنی... یعنی احتمال رخ دادن اون بدی رو بیش تر می کنی... به این خاطره که می گن مثبت فکر کن... بداندیش نباش... گمان بد نبر...

یاد بگیر که مثبت گرا باشی و به امور مثبت بیندیشی... ای برادر تو همان اندیشه ای...اگه می خوای خوشبخت بشی... به خوشبختی بیندیش... و دراون راستا عمل کن...

اندیشه ات رو با عملت همسو کن به قولی فوکوس کن رو نتیجه ...


نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 0:46 توسط ذره| |

 

یه روزی از یه دوست خوب پرسیدم صفت های خودتو برام بگو... در بین صفت هاش به حسودی اشاره کرد... و هیچ اشاره ای نکرد که ازین صفتش خوشش می آد یا نه... شایدم چون من ازش نپرسیدم که نسبت به این صفاتت چه حسی داری چیزی بهم نگفت... ولی اون روز من پیش خودم گفتم اگه من حسود هم بودم هیچ وقت اینطوری با افتخار نمی گفتم که حسودم...  

(البته شاید اون بنده خدا رو حکم صداقتی که داشت به حسودی هم اشاره کرده باشه  و اصلا با هم افتخار نگفته باشه. اما نمی دونم چرا من حس کردم که با افتخار به این صفتش اشاره کرده ... صرفا یه حس بود که منو تو فکر فرو برد...)

گاهی وقتا شده یه حس کوجولوی حسد از دلت رد شه... مطمئن باش روزی به خودت برمی گرده

پس اگه حس می کنی حسودی با افتخار نگو که حسودی

بگو متاسفانه گاهی حسودی می کنم

و سعی کن حسودی نکنی

(دوستان مخاطب اصلی نوشته هام خودمم. می نویسم تا یادم بمونه.)

و در پایان یک نکته ی ارزشمند:

بیاموزت کیمیای سعادت        ز هم صحبت بد، جدایی جدایی


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:0 توسط ذره| |

 

خداوندا

به لطف خودت و از نور خودت به زندگانی ما دانایی و بصیرت عطا کن.

تا بتوانیم خود را بشناسیم.

تا بتوانیم وظیفه ای که به دوشمان است را شناسایی کنیم و به بهترین نحو انجامش دهیم.

تا بتوانیم دلی را شاد کنیم. 

تا بتوانیم ناخودآگاه کسی را نیازاریم.

تا بتوانیم در قبال نعمت ها و موهبت های بی شماری که به ما ارزانی داشته ای بهترین قدردانی را انجام دهیم... و بهترینی شویم که انتظارش را از ما داری...

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 0:0 توسط ذره| |


Design By : Night Skin